تبليغاتX
کانون فوتبال ایران
محلی برای آشنایی بیشتر اهالی فوتبال برای یکدیگر
سلام دوستان.وب سایت کانون فوتبال قصد دارد برای اشاعه و گسترش علم ورزشی برترین سایت ورزشی را که نقش بیشتری در پیشرفت علمی فوتبالدوستان داشته انتحاب نماید.دست یاریتان را صمیمانه برای این انتخاب  می فشاریم شایان ذکر است در پایان هدیه ای به رسم یادبود به مدیر سایت مذکور اهدا خواهد شد.
+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم تیر 1388ساعت 19:43  توسط فوتبال ایران  | 

سرانجام و پس از مدتها بازی با نامهای بزرگی چون گونش و...عبدالصمد مرفاوی سرمربی تیم استقلال تهران شد.مرفاوی که قبلا سابقه سرمربیگری در استقلال را داشته است در حالی به این عنوان رسید که بنظر می رسد اقتدار کافی برای هداین تیم قهرمان لیگ ایران در او وجود ندارد.بی تردید اولین مولفه یک سرمربی در سطح اول فوتبال آسیا استقلال است که با تحمیل روته مولر به عنوان دستیار اول به مرفاوی گمان می رود از همین ابتدا این سرمربی خوش خیال را از آن محروم نموده اند.انتخاب کمکها از بدیهی ترین حقوق سرمربی است که متاسفانه در استقلال ...ایکاش مرفاوی با کمی تفکر اشتباهات دوره گذشته سرمربیگریش که یونگ هلندی را به او تحمیل کردند به خاطر می اورد و از عنوان پرطمطراق سرمربیگری استقلال بخاطر اعتبار این تیم و خود چشم پوشی می نمود.کانون فوتبال ایران از همه صاحب نظران دعوت می کند تا نظرات خود را درباره گماردن یک مربی با دانش خارجی اعم از معایب و مزایا در کنار یک مربی جوان داخلی بیان نمایند.
+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم خرداد 1388ساعت 2:13  توسط فوتبال ایران  | 

همایش بزرگ مربیان با حضور سید مجتبی گردکانه مدرس فدراسیون فوتبال و ریاست دانشگاه علوم و

 تحقیقات کرمانشاه در سالن آموزش خانه والیبال مجموعه بزرگ ورزشی آزادی کرمانشاه برگزار و شرکت

 کنندگان از همه شهرستانهای استان با جدیدترین شیوه های خلق تمرین آشنا شدند.این کلاسها طی

دو روز برگزارگردید و به شرکت کنندگان کتب آموزشی و هدایای یادبودی از سوی کمیته آموزش استان

 

اهدا گردید.

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم خرداد 1388ساعت 17:26  توسط فوتبال ایران  | 

وب نوشته های عباس چمنیان
اندر حکایت بیانیه های 1و2 آقای مایلی کهن
دکتر شریعتی می گوید : (( بیماری مصلحت پرستی در جامعه ما ، بقدری همه گیر شده است که اگر کسی  از آن در امان مانده باشد ، بیمار می نماید )) 

مایلی کهن که در جامعه نه چندان تمیز فوتبال ما ، جزو معدود افراد سالم و صادق بشمار می رود ، در چند روز گذشته و پس از بیان تنها برخی از واقعیتهای تلخ فوتبال و رو کردن دست لمپن هایی که به یکباره تمامی موجودیت فوتبال ما را ،( اعم از مالی و فنی ) به نفع و مصلحت خویش نشانه رفته اند ، مورد ناجوانمردانه ترین هجمه ها و اتهامها قرار گرفته است و خیلی از افرادی که سواد و عقل آنها را فقط میتوان با ترازوی زرگری وزن کرد ، به خود اجازه اظهار نظر در این مورد داده اند .

بسیاری از مسئولین و اهالی فوتبال هم که استاد ، یا پیرو  سیاست لاپوشانی واقعیتها هستند ، از اینکه در بیانیه اول و دوم به تریش قبای امپراطورهای یک شبه ، ژنرال های کوتوله، سلطان های بیسواد ، گنده باقالی های نوچه ، تماشاگر نماها ی مزدور ،تبانی گرهای دلال مسلک و .............    ، برخورده است و به ساحت مقدس و پاک !!! این اراذل توهین شده است ، حرکت مایلی کهن را محکوم و یا تقبیح کرده اند .

آقای مایلی کهن ،

البته ایشان درست می گویند !!!

شما دچار بیماری صداقت ، راستگویی ، و عدم مصلحت پرستی هستید !!!

اشکال بزرگ شما در این است که هیچگاه نتوانسته و یا نخواسته اید ، مثل خیلی از آقایان دیگر دلالی کنید ، دروغ بگویید ، مزدور بگیرید ، نوچه پروری کنید ، مراسم عزاداری امام حسین برگزار کنید ولی به بازیکنان تان فحش ناموسی دهید ، از بازیکنان تان در صد بگیرید ، براحتی آب خوردن تبانی کنید ، چشمانتان را بر روی واقعیتها ببندید ، در مصاحبه هایتان مثل یک کمدین ، جملات طنز بگویید و شعور مردم را به مسخره بگیرید ، کنار زمین با پس گردنی و اردنگی به بازیکنان تان شوک وارد کنید ، و از مهمتر این اشکال ، که شما به قواعد کثیف حاکم بر مسائل پشت پرده فوتبال گردن نمی نهید !!!

ولی همه آنهایی که همه این کارها با هم انجام می دهند ، آدمهای سالم ، عاقل و باشخصیتی  هستند که مودبانه صحبت می کنند و حتی احیانا اگر هم یک وقتی چیزی از دهانشان در رفت ، بلافاصله و خیلی محترمانه عذر خواهی می کنند و بر روی آن خاک می پاشند ، انگار نه انگار  !!! ( یا للعجب )

آخه چرا با بیان این واقعیتها ، خواب ناز آقایان را آشفته می سازید ؟

اصولا ما مردم دوست داریم ، همه برایمان از گل و بلبل بگویند ، و آخور آباد کنیم که انگار هیچ مشکلی نیست و همه چیز روبراه است .

حالا یک فردی بنام مایلی کهن ، که در جامعه رو به متلاشی شدن فوتبال ما بر خلاف دیگران فکر می کند و یا شاید مثل بعضی ها فکر می کند، ولی بگونه ای دیگر رفتار میکند ، بیمار می نماید !!!

آقای مایلی کهن ،

شما بدرد مربیگری در لیگ تمام حرفه ای ایران ، که در آن همه چیز سر جای خودش قرار دارد و یا مربیگری در تیم ملی که مسئولین فدراسیونش ، افرادی بسیار توانمند و کار آمد هستند ، نمی خورید !!!

شما و امثال شما ،  باید در لیگهای آماتور و پیش پا افتاده کشورهای اروپایی مربیگری کنید که هنوز در ابتدای راه فوتبال هستند و از حرفه ای گری فقط ، ریخت و پاش از جیب ملت ، عقد قرارداد با مبالغی سرسام آور و زد و بندهای پشت پرده آن را یاد دارند !!!

اصلا تا بحال کسی شما را با شورت ورزشی دیده است که ادعای فوتبالی بودن می کنید ؟ حتما با این سوابق توقع دارید که در استادیوم شما را (( امپراطور یا ژنرال)) هم خطاب کنند ؟

شما که ، نه کارشناس ارشد تربیت بدنی هستید ، نه در سازمان تربیت بدنی خدمت کرده اید ،  نه سابقه بازی کردن در سطح اول فوتبال کشور را دارید و نه در تیم ملی و یا تیمهای باشگاهی مربیگری کرده اید ، چگونه به خود اجازه می دهید در مورد کسانی اظهار نظر کنید که تا بحال ، نه تبانی کرده اند ، نه دلالی کرده اند ، نه دروغ گفته اند ، نه به برخی تماشاچیان باج می دهند ، نه پولهای آنچنانی به جیب می زنند و تازه ، کلی هم سابقه ورزشی وخدمت به ورزش را دارند !!!؟

بله آقای مایلی کهن ، شما بیمارید که چشم خود را بر روی این همه واقعیتهای زیبا و دل انگیز فوتبال ما بسته اید و فقط اندک مشکلات آن را می بینید !!!

 اما ، وای بحال جامعه ای که افراد دچار بیماری مصلحت پرستی و سود جویی سالم بنظر برسند ولی افراد سالم و صادق آن ، بیمار بشمار آیند !!!؟؟؟

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم اردیبهشت 1388ساعت 3:37  توسط فوتبال ایران  | 

مربی شدن چه آسان، آدم شدن محال است

نمی‌دانم چه بگویم، چه بنویسم. به قول مجری محترم برنامه نود، این روزها بلوایی در فوتبال ما به وجود آمده که قداست آن را زیر سوال برده که همه آن ناشی از بیانیه احمقی به نام مایلی کهن است. بله؛ محمد مایلی کهن. این مزدور به مردم و میهن، که به یکباره تمام قداست و زیبایی فوتبال ما را شکسته و تنها نیمه خالی لیوان را دیده و همواره فریاد سر می‌دهد ای مردک (مایلی کهن) چگونه به خودت اجازه دادی با الفاظی مانند گنده باقالی، کوتوله و ... تقدس شعاری حماسی مانند توپ، تانک، فشفشه و ... را از بین ببری. شعار پرمحتوا و زیبایی که در عین سادگی در مقاطع مختلف کاربرد اساسی داشته؛ نه تنها در روابط با مایلی کهن بلکه دیگران نیز از آن بی‌بهره نمی‌مانند.(داور، بازیکن، مربی و ...).

ای خائن (مایلی کهن) آدم بی‌منطق و نادان چرا و با کدام منطقی توی احمق به هنگام مسابقه تیم سایپا با استقلال تهران، هنگامی که شعار می‌دادند توپ، ‌تانک، فشفشه، مایلی کهن و... توی نادان در صندلیت نشستی و دم برنیاوردی. ای مردک چرا با دیگران هم آواز نشدی و آن شعار را تو نیز سر ندادی، تازه گناه بزرگتر اینکه چرا گوش پسرت (از معدود دفعاتی بود که در ورزشگاه حاضر می‌شد) را نکشیدی و به او نگفتی که پسرم تو هم این شعار زیبا و بی‌مانند را هم صدا با تماشاچیان فهیم زمزمه کن. توپ، تانک، فشفشه و ...

پسرم آنها به دلیل حضور مبارک تو در کنار من سنگ تمام گذاشتند و دارند پدرت را بیش از همیشه مورد لطف و تشویق خود قرار می‌دهند.

پسرم هیچ می‌دانی که پدرت در تمامی دوران قهرمانی‌اش این گونه مورد لطف و حمایت قرار نگرفته بود. به راستی ای مزدور، خائن، گلادیاتور، با کدام منطق و جسارتی به خود اجازه دادی که بازیکنانت بدون غل و زنجیر در مسابقات حاضر شوند.

ای مردک عقب‌مانده در هزاره سوم با کدام جسارتی این همه اتحاد و همدلی بین تماشاگران را نادیده گرفته و درصدد آن هستی تا در بین آنها فاصله انداخته و اختلاف به وجود آوری. چگونه است که چشمانت را بستی و بهترین تماشاگران دنیا را نمی‌بینی.


ای بدبخت فلک زده، ای مردک عقب افتاده، بیشتر این عقب‌افتادگی‌ات به خاطر این است که نمی‌خواهیم تماشاگرنماهای واقعی را از کانال تلویزیونی همسایه ببینیم، هر چند چند بار دعوت شدی و دیدی که تماشاگرنماها چگونه بازیکنانشان را وقتی گل می‌زنند می‌روند و در بغل آنها قرار می‌گیرند. اگر تماشاگرنماها نبودند که می‌بایستی تکه بزرگ بازیکن، گوش او می‌شد. بیچاره در به در از آن جا مانده، از این جا رانده. اگر او تماشاگرنما نبود که فاصله سکوهای تماشاگران با زمین مسابقه از بین نمی‌رفت و می بایستی بین آنها خندقی کنده می‌شد.

بله آنها تماشاگرنما هستند که پس از اتمام بازی برای هر دو تیم دست می‌زنند. اصلا آنها نه تنها تماشاگرنما هستند بلکه شرف و غیرت و مردانگی ندارند. مگر می‌شود تیم مورد علاقه‌شان بازی را واگذار کند و او برای تیم خود و رقیبش دست بزند.مگر می‌شود تیم مورد علاقه‌اش در پایان مسابقه بازی را واگذار کند و رگ گردنش بیرون نزند. مگر نمی‌دیدی که این مسابقه آخرین مسابقه تیم مورد علاقه او و تو می‌باشد. پس باید بر اساس اصول حرفه‌ای گری از هر طریق ممکن و با هر ترفند در این مسابقه پیروز از زمین خارج شود.

اینها را که دیدم و شنیدم به خود آمده و گفتم پس ای آدم کوتوله این اراجیف چه بود که در بیانیه اول نوشتی. این همه غوغا و بلوا در فوتبال نجیب و پاک ما بوجود آوردی. از خودت خجالت بکش و به خاطر این همه پاکی، دوستی، صمیمیت، اتحاد، مردانگی، تماشاگر خوب، بازیکن خوب، داور خوب، مربی خوب، مدیر خوب، ورزشگاه خوب، فدراسیون خوب، روزنامه خوب، خبرنگار خوب، تلویزیون خوب، رادیوی خوب و خیلی خوب‌های دیگر و به خاطر اینکه قداست این همه خوبی‌ها‌ را شکستی از همه معذرت بخواه و طلب عفو کن و با صدای بلند بگو من لایق و شایسته مربیگری تیم ملی کشورم نیستم و از اول هم ما اشتباه بودیم.

عجیب است که روده‌ درازی می‌کنم اما این پسر؛ علیرضا (نوه‌ام) این شعر را می‌خواند: یک توپ دارم قلقلی، سرخ و سفید و آبی، می‌زنم زمین هوا می‌ره، نمی‌دونی تا کجا می‌ره. من این توپو نداشتم، ‌مشقامو خوب نوشتم ، بابام بهم عیدی داد یک توپ قلقلی داد.

بابا ، علیرضای بهتر از جانم تو هم وقت گیر آوردی اما به خودم می‌آیم و می‌گویم این پسر 3 ساله از من کوتوله 55 ساله عقلش بیشتر است. صدایش می‌کنم و می‌گویم، عزیزم عجب توپی، عجب صفایی، عجب معرفتی، عجب مروتی، عجب مردانگی، عجب دوستی، بابا علیرضای بهتر از جانم می شه به من هم یکی از اون توپ ها را بدی و با همان پاکی و صداقت صمیمیت و معصومیت تو.

محمد مایلی کهن از همه جا رانده و مانده اما یارب نظر تو برنگردد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم اردیبهشت 1388ساعت 3:31  توسط فوتبال ایران  | 

سرانجام پس از کش و قوسهای فراوان و سرمربیگری محمد مایلی کهن در تیم ملی به مدت ۱۵ روز و

بیانه های جنجالی و خرفهای فراوان رد و بدل شده افشین قطبی سرمربی تیم ملی ایران شد.قطبی که

سابقه همکاری با بزرگنی چون سامسپون-ادوکات-هیدینک-و...را در کارنامه یدک میکشد برای ۳ دیدار

پایانی سرمربی تیم ملی ایران شد.

 

شد.

+ نوشته شده در  شنبه پنجم اردیبهشت 1388ساعت 20:19  توسط فوتبال ایران  | 

 

ایرج طالع

 

در مسابقات مهم که برای تیم ملی یک کشور هویت و اینده ساز است رعایت نکاتی لازم است که چنانچه اگر مر بی به ان توجه نکند هم به خود وهم به ان تیم صدمه می زند کاری که علی دایی با خود کرد

1_مسابقات انتخابی جام جهانی محل ازمایش وتحویل نیست و بایستی از بازیکنانی استفاده شود که سا بقه ملی داشته وتجربه لازم را برای این مسابقات داشته باشند 2_در درون دروازه ما گلری داشتیم که بجای توپگیری ضربه گیر عمل می کرد و اکثرا دو ضرب توپها را دفع می کر د 3_در دفاع میانی ما فاقد یک مدافع میانی با تجربه و کارکشته بودیم که اعتماد بنفس خط دفاعی را بالا ببرد و رهبری خط دفا عی را در دست بگیرد با نگاهی به گلهای دریافتی متوجه خواهیم شدکه نقطه اشیل تیم ملی همین جا بود که مربی و دستیاران یا نفهمیدن یا عا جز از ترمیم بودند در زمان ایویچ به او خرده می گرفتند که چرا اینقدر بازی تما شا می کند و ما با او وقت خودمان را تلف می کنیم در حالی که ایویچ دنبال نادر محمد خانی می گشت و او را پیدا کرد وعلی رغم مخالفت ها و سن بالای نادر ایویچ به او اعتماد کرد و رهبری خط دفا عی را به او سپرد جلال حسینی و هادی عقیلی و بنگر فاقد ان تجربه لازم برای اینچنین مسابقاتی بودند و عملا هر دو در فکر رفع مسیولیت اقای دایی جواب بدهد رهبر خط دفا عی تیم چه کسی بود و افساید گیری را چه کسی انجام می داد اگر خط دفاعی متزلزل باشد نا خودا گاه ترس به تیم تزر یق می شود وترس برادر مرگ است جالبتر اینکه کعبی حسینی عقیلی اشجاری مگر چند با ر کنار هم تست دادند که در این بازی مهم به بازی گرفته شد ند جوانگرایی خوب است اما به درد جام میلز می خورد نه جام جهانی این دفاع در مقابل تیمهای اروپایی هر دو دقیقه یکبار خواهد لرزید 4_با گذشت اینهمه بازی دایی هنوز نتوانسته بود به ترکیب مناسب دست پیدا کند بکارگیری 30 بازیکن در چند بازی نشانگر چیست 5_غرور و تکبر بیش اندازه دایی و استناد به دعوت نامه های فیفا که بدلیل عدم استقبال بازیکنان بزرگ دنیا از فیفا به دایی هم نوبت می رسید 6_دایی توصیه های هیچ کس را قبول نمی کرد پس چرا پول بی زبان را به روته می دادیم 7_کالبد شکافی فنی در هر پست تیم ملی زیاد است این قسمت اول را داشته باشید تا بعد (ایرج.طالع)

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم فروردین 1388ساعت 16:52  توسط فوتبال ایران  | 

سال نو مبارک
+ نوشته شده در  جمعه سی ام اسفند 1387ساعت 18:6  توسط فوتبال ایران  | 

لطفا تا آخرش بخونید

 چقدر خنده داره که یک ساعت خلوت با خدا دیر و طاقت فرساست ولی 90 دقیقه بازی یک تیم فوتبال مثل باد می گذره!

چقدر خنده داره که 100 هزار تومان کمک در راه خدا مبلغ بسیار هنگفتیه اما وقتی که با همون مقدار پول به خرید می ریم کم به چشم میاد!

چقدر خنده داره که یه ساعت عبادت در مسجد  طولانی به نظر میاد اما یه ساعت فیلم دیدن به سرعت میگذره!

چقدر خنده داره که وقتی می خوایم عبادت و دعا کنیم هر چی فکر می کنیم چیزی به فکرمون نمی یاد تا بگیم اما وقتی که می خوایم با دوستمون حرف بزنیم هیچ مشکلی نداریم !

چقدر خنده داره که وقتی مسابقه ورزشی تیم محبوبمان به وقت اضافه می کشه لذت می بریم و از هیجان تو پوست خودمون نمی گنجیم اما وقتی که مراسم دعا ونیایش طولانی تر از حدش می شه شکایت می کنیم و آزرده خاطر می شیم !

چقدر خنده داره که خوندن یه صفحه و یا بخش از قرآن سخته اما خوندن 100 صفحه از پرفروشترین کتاب رمان دنیا آسونه!

چقدر خنده داره که سعی میکنیم ردیف جلو صندلی های یک کنسرت یا مسابقه رو رزو کنیم اما به آخرین ردیف یک مسجد تمایل داریم !

چقدر خنده داره که برای عبادت و کارهای مذهبی هیچ وقت زمان کافی در برنامه روزمره خود پیدا نمی کنیم اما برای بقیه برنامه ها رو سعی می کنیم تو آخرین لحظه هم که شده انجام بدیم !

چقدر خنده داره که شایعات روز نامه ها رو به راحتی باور می کنیم اما سخنان  قرآن رو به سختی باور می کنیم !

چقدر خنده داره که همه مردم می خوان بدون اینکه به چیزی اعتقاد پیدا کنند و یا کاری در راه خدا انجام بدن به بهشت برن!

چقدر خنده داره که وقتی جوکی رو از طریق پیام کوتاه و یا ایمیل به دیگران ارسال می کنید به سرعت آتشی که در جنگلی انداخته شود همه جا را فرا می گیرد اما وقتی که سخن و پیام الهی رو می شنوید دو برابر در مورد گفتن و یا نگفتن اون فکر می کنید!

خنده داره. اینطور نیست؟!

دارید می خندید؟

دارید فکر می کنید؟

این حرفارو به گوش بقیه هم برسونید و از خداوند سپاس گذار باشید که او خدای دوست داشتنی است .

آیا این خنده دار نیست که وقتی که می خواید این حرفارو به بقیه بزنید خیلی ها رو از لیست خودتون پاک می کنید بخاطر اینکه مطمئنید که اونها به هیچ چیز اعتقاد ندارند؟

این اشتباه بزرگیه! اگه فکر کنیم دیگران اعتقادشون از ما ضعیفتره پس این ایمیل رو برای همه لیست خودتون بفرستین

بر گرفته از وبلاگ امیر رضا خادم

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1387ساعت 21:58  توسط فوتبال ایران  | 

توصیه های بوفون برای فوتبالیست ها

نوشته شده در تاریخ : سه شنبه 20 اسفند 1387   ساعت 18 و 43 دقیقه و 13 ثانیه

                                           

چرا دروازه بان شدم: خیلی اتفاقی . با آمیزه ای از مسائل شخصی ؛ جغرافیائی و حقوقی! ترکیبی از ملال و تصادف . در شش سالگی هافبک بودم ولی ناگهان خود را درون دروازه یافتم.

علت محبوبیت فوتبال : گویی برای یک ساعت و نیم دنیا از حرکت بازایستاده و شما فقط به یک توپ می نگرید. هرکس می تواند طی این مدت قصه مورد علاقه یا چیزی که ذهنش را در برگرفته دنبال کند و پس از بازی همه چیز به حالت عادی بازمی گردد.

نقش شانس در فوتبال : فوتبال در ترکیب کلی اش جایی بین شانس ؛ قوانین و توانائی بازیکنان جای گرفته. همین ترکیب هم هست که آن را جذاب کرده . حوادث غیر منتظره هستند که فوتبال را جذاب می کند. هر بار بازی شروع می شود؛ نمی دانم چه رخ خواهدداد و به کجا می رسیم. خصوصا آن که به عنوان یک دروازه بان بیشتر یک ناظر هستید و انتظار وقوع حادثه ای را می کشید. من معمولا نقشی در کنترل شرایط ندارم ولی از همین عدم قطعیت شرایط لذت می برم.

دستیابی به اعتماد به نفس مهم ترین چیزی است که باید پیش از هر بازی بدان دست یافت.

تغذیه قبل از بازی: انتخاب نوع غذا و زمان خوردن اهمیت بسیاری دارد. اگر بازی در شب برگزار شود ؛ حدود ساعت 5 عصر غذای مختصری مثل چای با بیسکوئیت یا کمی ماکارونی  با روغن زیتون می خورم. اگر بازی حوالی ساعت 3 عصر انجام شود حدود ساعت یازده و نیم ماکارونی با پنیر می خورم. غذای من طی روزهای بازی در 15 سال گذشته همینها بوده است.

توصیه به دروازه بانهای جوان: باید در هرجلسه تمرین سختکوش باشید.باید برای حرفه ای شدن جان کند. همیشه متواضع بمانید و اولین نفری باشید که از خود انتقاد می کنید.

 



نوشته شده توسط:امید زرین

http://footballcoach.mihanblog.com/post/99
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم اسفند 1387ساعت 11:19  توسط فوتبال ایران  |